رهبر واحد با ملتی واحد
15 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : هفته نامه گلستان سلـام مورخ 1/7/85
تعداد شرکت کننده : 0

رهبر واحد با ملتی واحد

در آستانه انتخابات مجلس خبرگان رهبری، زمزمه‌هـایی از خارج مرزهای كشور مبنی بر لزوم جایگزینی شورای رهبری به جای رهبری واحد به گوش میرسد. آن‌هـا میگویند در دنیای امروز هدایت و رهبری یك كشور از عهده یك نفر ساخته نیست، بنابراین باید با تقسیم كارهای كشور برای هر قسمتی رهبری را برگزید و كشور را به وسیله شورای رهبری اداره نمود. ما قبل از اینكه در این زمینه بحث كنیم این سوال را از عاشقان اسلـام میپرسیم، كه آیا آن خالق یكتا كه دین اسلـام را به عنوان كامل ترین دین برای مردم برگزید دینی كه پیوسته خواهان اداره جهان با یك امام و رهبر است برای چنین مشكلی راه حلی ارائه نداد ه است ؟ بله، اسلـام عزیز برای حل این مشكل كه در هر زمانی به گونه‌ای جلوه میكند،‌ به طور مثال در گذشته‌هـای دور مشكل اداره‌ی یك كشور برای یك رهبر نبودن امكانات حمل و نقل سریع نظیر ماشین و هواپیما و نبودن وسایل ارتباطی نظیر رادیو و تلویزیون و تلفن و غیره بود.و امروزه تعدد علوم و فنون و گسترش شهرها و كثرت جمعیت‌هـا و ارتباطات با كشورهای مختلف و غیره باعث مشكلـاتی در اداره یك كشور میشود راه حلی قرارداده است كه انسان‌هـای سلیم صرف نظر از دین و عقیده اگر قصد سوئی نداشته باشند نه تنها آن را بهترین روش برای یك كشور بلكه به طور قطع آن را بهترین روش برای یك اداره جهان و آن روش چیزی نیست مگر رهبری واحد با بهره گیری از مشاورین متعدد. اینك نظر شمارا به این مقاله جلب میكنم.

دخالت دادن رای و نظر عموم مردم به طور مستقیم و دخالت دادن غیر مستقیم رای و نظر مردم از طریق كارشناسان مورد اعتماد مردم و مورد تائید حكومت یك فرهنگی نیست كه از كشورهای غربی به دیگر كشورها صادر شده باشد و مردم كشورهای دیگر دنباله رو آن‌هـا محسوب شوند. زیرا این فرهنگ قدمت چند هزار ساله داشته و حكومت‌هـا صرف نظر از آیین و مكتب الهی در تصمیم گیری‌هـای مهم از آن بهره میگرفتند.این سخن صرف یك ادعا نیست بلكه مستند به قرآن و سنت و تاریخ میباشد. قدمت مشاوره در اداره حكومت تا جایی كه اینجانب از قرآن مشاهده كرده ام به مشورت بلقیس با بزرگان حكومت خود باز میگردد،‌گویا این شیوه در حكومت آن زمان متداول بوده است و پادشاهان در تصمیمات مهم با كارگزاران خود مشورت میكردند. در بخشی از آیات 22 تا 44 سوره مباركه نحل كه داستان سلیمان و بلقیس اختصاص دارد آمده است، كه بلقیس بعد از دیدن نامه سلیمان كه از او خواسته بود تسلیمش شود با جمع كردن بزرگان حكومت آن نامه را در جلسه طرح نموده و از آن‌هـا خواست نظر خود را در مورد این مسئله مهم اعلـان نمایند. گویا قرآن میخواهد با نقل این بخش از داستان یك حقیقتی را به مردم گوشزد كند و آن حقیقت این است كه مشورت نمودن با افراد صاحب رای و مورد اعتماد ریشه عقلـانی دارد و هركس با هر عقیده‌ای كه باشد اگر روزی عهده دار مسئولیت یك كشورشد كه در سرنوشت یك نسل بلكه نسل‌هـای آینده تاثیر گذار است، لـازم است قبل از اتخاذ تصمیمات سرنوشت ساز از نظر كارشناسان و صاحب نظران مورد اعتماد مردم و حكومت مطلع شود.

اسلـام عزیز این دین الهی و عقلـانی برای این فرهنگ ارزش فوق العاده‌ای قائل شده است تا جایی كه رسول اعظم (ص) و خاتم پیامبران و حاكم بر مردم مسلمان اگرچه به عنوان یك پیامبر و قانونگذار شرع نمی تواند در چارچوب قوانین شرعی با كسی مشورت نماید و فقط موظف است كه احكام الهی را به مردم اعلـان نموده و مقدمات اجرائی شدن آن را فراهم سازد و لی به عنوان یك حاكم با این كه خود عاقل ترین انسان‌هـاست و معصوم از گونه خطا و اشتباه است و از طرفی دیگر با وحی مرتبط است در آیه 159 سوره مباركه آل عمران ماموربه مشورت كردن با مردم میشود تا این سیره درسی باشد برای تمام حكمرانان اسلـامی كه از نعمت اندیشه‌هـای متعدد در حكومت خود استفاده كرده و به نظرات آن‌هـا ارزش و بهای فوق العاده‌ای داده شود.

مشورت رسول خدا (ص) با صاحبان اندیشه و به تصریح تاریخ با جوانان قبل از جنگ احد كه شهر مدینه در آستانه یورش مشركین مكه قرار داشت نمونه‌ای است از این سنت اسلـامی آن پیامبر عظیم الشان با این كه به آراء مردم نیازی نداشت در موراد متعددی كه در تاریخ نیز ثبت شده است از آراء مردم كه در بعضی موارد برخلـاف نظر آن وجود مبارك بود حمایت كرده است.

سوالی كه در اینجا مطرح میشود این است كه برای پیامبر (ص) به عنوان یك حاكم پس از آگاهی از آراء مردم یا اهل فن چه وظیفه‌ای از جانب خداوند متعال تعیین شده است ؟ آیا باید پس از سرشماری و به دست آوردن آراء نظریه اكثریت را انتخاب كند است ؟ یا این كه پس از اطلـاع از آراء اكثریت همچنان از حق انتخاب برخوردار است.

در پاسخ به این پرسش با مراجعه مجدد به همان آیه‌ای كه فرمان مشاوره را برای پیامبر (ص) صدر نموده بود میبینیم كه قرآن پس از فرمان به مشاوره میفرماید (فاذا عزمت فتوكل علی الله )، قرآن كریم با كلمه(عزمت) اعلـان میكند پس از مشاوره نیز آنچه كه اعتبار دارد قصد و انتخاب تواست كه با توكل برخدا باید به انجام آن اقدام شود. پس خداوند متعال ابتداء پیامبر را به مشورت دادن مردم فرمان داد و سپس حق تصمیم گیری را برای او همچنان محفوظ میدارد و آنچه وظیفه مردم است و در موراد متعددی از آیات قرآن به آن تصریح شده است همان اطاعت از آن وجود مقدس است همچنین با مراجعه مجدد به داستان بلقیس میبینیم این روش نیز از قدیم متداول بوده است و شیوه عقلـاء در اداره حكومت نیز بر همین اساس است. زیرا بعد از این كه بلقیس از بزرگان حكومت نظر خواهی نمودآن‌هـا بعد از اعلـان نظر خود بلـافاصله گفتند (والـامر الیك ) یعنی حق تصمیم گیری به عهده تواست پس بنگر چه دستور میدهی و بدین صورت وحدت در رهبری مورد تایید و تاكید قراردادند. وحدت در تصمیم گیری در قالب یك رهبر و حاك از ضروریات ادیان الهی است كه نیازی به استدلـال ندارد ولی در عین حال اشاره نمودن به بعضی از مستندات خالی از لطف نیست.

تعیین امام و حاكم واحد در زمانی كه چند نفر از ائمه برای رسیدن این مقام لیاقت داشته اند با این كه به واسطه دوری شهرها از یكدیگر و عدم امكان نظارت دقیق از طرف حاك مشكلـاتی به مراتب بزرگ‌تـر از مشكلـات امروزه پیش روی حاكم قرار میداد هیچ وقت باعث آن نشد كه دو یا سه امام برای مردم تعیین شود.

اگر خود پیامبر (ص) و یا یك حاكمی كه شرعیت حكومت او به اثبات رسیده است بخواهد تعدد در رهبری ایجاد كند ارزش شرعی نداشته و جایگاه دینی ندارد. او میتواند با انتخاب مشاورین متعدد و گروه‌هـای مشاوره‌ای و اطلـاع از آن آراء مردم با متخصصین هر یك از آرائی را كه خود تشخیص داده است انتخاب نماید ولی نمی تواند بخشی از تصمیم گیری‌هـا را به گونه‌ای واگذار نماید كه از خودش سلب اختیار و مسئولیت كند.

تعدد در رهبریت و تصمیم گیری علـاوه بر این كه هیچ مجوز شرعی نداشته و برخلـاف دین و مذهب است برخلـاف رویه حكومتی در بین عقلـاء عالم نیز میباشد و برفرض این كه بخشی از كشورهای دنیا كه امروزه مشاهده میشود درغیر عقلـائی ترین كارها نظیر قتل و غارت ملل دیگر و آزادی جنسی و خوردن و آشامیدن هرآن چه را كه قابل استفاده است و پرستش اشیائی را كه در نهایت حماقت است اتفاق نظر دارند هرگز دلیل عقلی بر صحت آن نمی باشد.

آری كشوری كه با رهبری واحد و ملتی واحد بساط حكومت دوهزار و پانصد ساله پادشاهی را برچید و با رهبری واحد و ملتی واحد در مقابل متجاوزان ایستاد و با رهبر واحدی كه از نظریات بهترین كارشناسان در جلسات خصوصی و آگاهی از آراء عمومی در رفراندمها و تظاهرات بهره گرفت و سخت ترین گردنه‌هـای قرن حاضر را همچون فتنه جنگ آمریكا با افغانستان و عراق پشت سر گذاشت و در مسئله پیچیده و بسیار حساس هسته‌ای كه بسیاری از سیاستمداران به علت ترس از آمریكا خود را باخته بودند و پیوسته سیاست ایستادگی را نكوهش میكردند و امروز شیرینی و حلـاوت آن را این ملت احساس كرده و نشانه‌هـایموفقیت ملت ایران مشهود است و پیروز میدان گشت و روز به روز به عزت این رهبر و ملت افزوده میشود تنهاراه نابودیش به هم زدن این وحدت است.آن‌هـا میخواهند با ایجاد شورای رهبری به جای رهبری واحد باعث برهم زدن وحدت موجود در جامعه شده و در كوتاه مدت با عث ایجاد اختلـاف و شكاف در بین ملت شوند و در درازا مدت كشور را به سوی درگیری‌هـا سوق داده تا به عنوان آخرین راه مقدمات حضور خود در این كشور فراهم سازند. ولی تا زمانی كه این كشور از عنایت خداوند متعال و حمایت حضرت ولی عصر (عج) شریف برخوردار است و دارای رهبری است شجاع چون جدش حسین و ادامه دهنده راه حضرت امام (ره) و بسیار آینده نگر و دارای ملتی است كه در هوش و ذكاوت، ایمان و شجاعت كم نظیر به دشمنان این ملت به اهداف خود نمی رسند ولی ما باید از سرنوشت كسانی كه با گوش دادن و پیروی كردن از سخنانی كه در ظاهر زیبا و در واقع پوچ و بسیار مسموم است سخنانی كه باعث شده است عده‌ای از جوانان مكتب اسلـام و پرورش یافته در دامان این مردم در مراحل متعددی از انقلـاب راه خود را از راه ملت جدا كرده اند درس عبرت بگیریم.

آدرس اینترنتی